چرا جوانان تن به ازدواج نمی دهند؟

به گزارش دابی بلاگ، یکی از مسائل کنونی جامعه امروزی کشورمان ازدواج دیرهنگام پسران و دختران ایرانی است که می تواند دلایل مختلفی از جمله مسائل مالی باشد.

چرا جوانان تن به ازدواج نمی دهند؟

از وبسایت ویکی پدیا دیدن نمایید.

مهم ترین بله زندگیشان را نمی گویند چراکه از عاقبت آن می ترسند به همین دلیل تصمیم می گیرند ازدواج ننمایند و تا ابد مجرد بمانند، اما نمی دانند مجرد ماندن همواره هم خوب نیست آثار سویی بر روان شان دارد.

خانواده ها باید بدانند که اگر کسی در سن ازدواج بوده و عمدا ازدواج نکند دچار عوارضی، چون اضطراب، افسردگی و بدبینی می گردد و بهترین و مؤثرترین رویکرد فرزندپروری این است که باید بچه ها را عروس و داماد تربیت کنیم.

یکی از مسائل کنونی جامعه امروزی کشورمان ازدواج دیرهنگام پسران و دختران ایرانی است بطوریکه حتی سن ازدواج در خانواده های مذهبی سر به فلک گذاشته شده است که می تواند دلایل مختلفی از جمله مسائل اقتصادی و همچنین انتظارات خاص جوانان امروزی باشد.

مجرد ماندن، یک موضوع جهانی است که البته بسته به فرهنگ و احتیاج ها و تفاوت های فردی ممکن است شکل های مختلفی به خود بگیرد، اما در همه آن ها زندگی مجردی و تجرد در سنین ازدواج قطعی است؛ بنابراین این واژه بیشتر به لحاظ سنی مطرح می گردد و بار منفی آن بیشتر متوجه دختران است تا پسران.

میانگین آمار افسردگی و احساساتی، چون افسردگی، تنهایی، غم و احساس محرومیت و همچنین به تبع آن خودکشی در بین مجرد ها بسیار بیشتر از متاهل هاست و این امر نشان می دهد ازدواج با همه مسائلی که در خود دارد به نوعی آمار خودکشی را پایین می آورد و البته در این بین آمار دختران مجرد آسیب دیده به مراتب بیشتر از پسران مجرد آسیب دیده است.

فرشته سادات شجاعى روانشناس و درمانگر خانواده، درباره علت مجرد ماندن و ترس از ازدواج، گفت: ترس های تجرد شامل؛ ترس از اینکه خانواده یا اجتماع مرا طرد نمایند، ترس از تنهایی و تنها ماندن تا انتها عمر، ترس از اداره کردن اقتصادی زندگی، ترس از اینکه اطرافیان برچسب هایی به من بزنند، ترس از سربار بودن، ترس از این که مزاحم ازدواج خواهر یا برادر های بعدی ام باشم، ترس از کم شدن معاشرت ها و از دست دادن محبوبیت، است.

این روانشناس با بیان اینکه افراد متاهل همواره تصور می نمایند که مرغ همسایه غاز است. افرادی که روابط زناشویی خوبی ندارند همواره در حسرت آزادی دوران تجرد هستند، اعلام کرد: آن ها از مسائل و نابسامانی های مجردی بودن آگاهی ندارند و فکر می نمایند اگر مجرد بودند شرایط بهتری داشتند. شاید هم حق با آن ها باشد. اما آنچه که اهمیت دارد این است که در انتخاب خود نه باید تعجیل کنیم و نه تعلل. اگر بدانیم که از زندگی چه می خواهیم و برای ازدواج با فکر باز و منطق خوب تصمیم بگیریم هیچوقت از کار خود پشیمان نخواهیم شد.

همچنین حسن اکبرزاده روانشناس و مشاور خانواده در این باره، اعلام کرد: تحصیلات دانشگاهی سهل الوصول باعث بالا رفتن انتظارات افراد در ازدواج می گردد، اضافه نمود: به دنبال تحصیلات، احتمال اشتغال و به تبع آن استقلال اقتصادی به ویژه برای دختران بالا رفته و از طرفی افراد از مسئولیت های خاص راستا متأهلی، گریزان هستند.

این روانشناس اضافه نمود: در واقع به صورت کلی دو دلیل اصلی برای بالا رفتن سن ازدواج و به تبع آن تجرد افراد وجود دارد، یکی مسائل زیاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و دوم انتخاب یک سری از افراد برای دیر ازدواج کردن یا ازدواج نکردن که گزینه دوم به دنبال مورد اول صورت می گیرد.

بنیان یک خانواده ازدواج و بنیان جامعه خانواده است، سلامتی یک جامعه در گرو خانواده سالم است. تغییرات زیرساختی جامعه در دهه های اخیر با سرعت بالایی رخ داد که همین موضوع مسائلی را در سطوح فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و خانواده ها ایجاد نموده و نگرش افراد به ازدواج را نیز تغییر داده است.

در 20-15 سال گذشته ازدواج یک اصل پایه ای محسوب می شد، افراد و خانواده ها آن را یک ضرورت برای رشد و پیشرفت خود می دانستند و این موضوع مورد حمایت خانواده ها و جامعه قرار می گرفت، اما در جامعه امروزی با توجه به سرعت بالای تغییرات و مسائل زیاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به نوعی اولویت ازدواج پایین آمد و به تبع آن سن افراد برای تشکیل خانواده و احتمال تجرد بالا رفته است.

شجاعى روانشناس و مشاور درباره آسیب های مجرد ماندن بر سلامت روان، اظهار کرد: ازدواج نکردن نمی تواند به خودی خود نگران نماینده باشد، اما وقتی یک دختر رخ ندادن آن را در کنار همه محدودیت ها، موانع، مسائل، کمبود ها و نگرانی هایش می گذارد، اوضاع کاملا تغییر می نماید. واقعیت این است که نگرانی درباره آینده و ترس از تنهایی تبدیل به یکی از موارد اصلی بحث میان دختران ازدواج ننموده یا حتی زنان مطلقه و تنها شده است و بسیاری از زنان برای فرار از این نگرانی و ترس، راه های مختلف، پرهزینه و حتی خطرناک را در پیش می گیرند.

وی اضافه نمود: البته همین موارد برای مردان نیز صادق است. از آنجایی که جامعه ما با عرف و رفتار هایی اجتماعی عجین شده و براساس همین رفتار ها و عرف ها مردان فرصت، امکان و راه های بیشتری برای تأمین احتیاج های خود دارند. عدم ارتقای کاری یکی از پیامد های مجرد ماندن مردان است. اتفاقی که به عنوان یکی از ابزار های قهرآمیز که نتیجه اش تشویق مردان مجرد به ازدواج است در ایران مورد استفاده قرار گرفته است.

شجاعی با اشاره به اینکه مجرد ماندن برای هر دو گروه یک بحران روحی، روانی و حتی جسمانی است، ادامه داد: با این حال در جامعه کنونی ما دختران نگرانی بیشتری نسبت به مجرد ماندنشان دارند. به عبارتی بیشتر دختران بخصوص آن هایی که تصمیم به زندگی منفک از خانواده خود را می گیرند، فارغ از انواع عارضه های جسمی و روحی و روانی نوعی نگرانی از آینده و ترس از تنهایی دارند که نمی توانند با آن کنار بیایند و ممکن است همین نگرانی و ترس در آن ها تبدیل به بیماری های دیگری گردد، این حس بین آقایان تنها و ازدواج ننموده هم وجود دارد.

این روانشناس توضیح داد: مجرد بودن برای هر کدام از ما معنا و مفهوم متفاوتی دارد، برای برخی از آدمها، مجرد بودن شیوه زندگی شان است. اما برای بیشتریت ما، مجرد بودن جنگی مداوم با خوشبینی است. می گویند امید از درون انسان سرچشمه می گیرد. ما طوری ساخته نشده ایم که زندگی خود را به تنهایی سپری کنیم. اول از همه به این معناست که وظیفه کل تصمیم گیری هایمان در زندگی بر عهده خودمان است. نمی توانیم برای تصمیم گیری با کسی مشورت کنیم، چون هیچکس اینقدر به ما نزدیک نیست که از او یاری بگیریم. ممکن است به دوستانمان اعتماد کنیم، اما حتی نزدیک ترین دوستانمان هم قادر نخواهند بود جای همسرمان را برایمان پرنمایند.

وی با اشاره به اینکه یکی از بزرگترین مسائل مجرد بودن این است که نمی توانیم افکارمان را آن موقع که احتیاج داریم با کسی مطرح کنیم، اضافه نمود: ممکن است بتوانیم اینکار را در جمع دوستان و آشنایان تاحدودی انجام دهیم، اما این کمتر از آن درک و دلسوزی است که همسرمان می تواند به ما داشته باشد. همه دوست داریم تا بتوانیم با همسرمان بحث کنیم، با او حرف بزنیم، با او فکر کنیم و برای آینده نقشه بکشیم. اما وقتی مجرد باشیم از همه این ها محروم خواهیم ماند. ممکن است قرارملاقات ها و روابط عاشقانه تاحدی این خلاء را پر کند، اما همه این ها موقتی است و ما هنوز تنها خواهیم ماند.

شجاعی با بیان اینکه مجرد بودن به معنای خوش بین بودن است، اضافه نمود: یعنی در روبروه با مسائل و بدبختی های زندگی باز هم مثبت بیندیشیم. خوش بینی از این دانش کلی نشات می گیرد که بیشتر ما بالاخره با کسی روبرو میشویم، و مرد یا زن ایدآل زندگیمان را پیدا میکنیم. اما هرچه سنمان بالاتر می رود، نگرانیمان هم بیشتر می گردد و کم کم می ترسیم. اگر قرار است که با همسر ایدآلمان روبه رو شویم، اینکار باید قبل از اینکه خیلی از سنمان بگذرد اتفاق بیفتد. دوست داریم این اتفاق وقتی بیفتد که ما در عنفوان جوانی هستیم؛ و هرچه چین و چروک های دور چشممان بیشتر می گردد، می فهمیم که داریم پیر می شویم. اما هنوز مجرد مانده ایم.

این روانشناس با بیان اینکه مجرد بودن یعنی زندگی کردن با حس ناکامی و ناامیدی که افراد کمی می توانند جفت خوبی برای ما باشند، گفت: ما پاسخ سؤالاتی مثل اینکه چرا تنها هستیم را نمی دانیم. حتی گاهی اوقات از خودمان می پرسیم که چرا من؟ چرا من باید تنها بمانم؟ این آن چیزی نبوده که ما برای آینده مان درنظر گرفته بودیم. اما چرا این رخ داده است؟ کجای کار اشتباه بوده است؟ آن دختر ها یا پسر های خوب و خوشگل کجا رفته اند؟ شاید چنین کسانی اصلاً وجود نداشته اند و همه این مدت ما خودمان را گول می زدیم. اما برخی از دوستانمان به ذهنمان می آیند که روابطی بسیار عالی دارند؛ و به این ترتیب بیشتر خودمان را زیر سؤال می بریم. حتی قضاوت و انتخابمان را هم زیر سؤال می بریم و با خود می گوییم که شاید فرصت های خوب را برای داشتن یک رابطه ایدآل از دست داده ایم. شاید خیلی وسواسی عمل نموده ایم؟ شاید همه تقصیر ها گردن خودمان بوده است. اما مطمئناً اینطور نیست.

وی با اشاره به اینکه معمولا بعد از 30 سالگی نشانه های اختلال سازگاری در فرد ظاهر می گردد، گفت: جوان مجرد، به خاطر تمایل غریزی به ازدواج (هم از بعد جسمانی و هم عاطفی) و فشار های اطرافیان و جامعه دچار آسیب می گردد و به مرور علائم افسردگی را نشان می دهد. احساس ناامنی، ترس از آینده، ارزیابی بدبینانه نسبت به زندگی آینده و... از عواقب مجرد ماندن و بالا رفتن سن ازدواج است. ازدواج نکردن و گذشتن از سن ازدواج، فرد را منزوی می نماید. چون احساس می نماید نگاه اجتماع بسیار آزارنده است و همه روی ازدواج نکردن او متمرکز شده اند.

همچنین اکبرزاده روانشناس در این باره، اعلام کرد: از جمله آسیب های ازدواج نکردن افراد می توان به اضطراب تنهایی، اعتماد به نفس پایین، امید به زندگی پایین، افسردگی ناشی از تنها ماندن، افت انگیزش، شاد نبودن، احساس پوچی، از دست دادن زایندگی و شادابی، رکود، رخوت، احساس ناتوانی، فاصله دریافت از خانواده و جامعه، عدم فرزندآوری اشاره نمود.

منبع: دابی بلاگ

منبع: فرادید
انتشار: 17 آبان 1399 بروزرسانی: 17 آبان 1399 گردآورنده: dabiblog.ir شناسه مطلب: 12152

به "چرا جوانان تن به ازدواج نمی دهند؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "چرا جوانان تن به ازدواج نمی دهند؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید